بعضی وقتا دلم برای آدما میسوزه!
دلم براشون تنگ میشه!
دلم برای خیلی چیزایی که میتونن داشته باشن و از روی نادانی ندارن میسوزه!
همه دارن زجر میکشن! چون نمیدونن! خیلی چیزا رو نمیدونن! همه ی بلاهایی که سر ما در میاد همش انعکاس موج فکری ماست!
چقدر خودمون رو از یاد بردیم!
چقدر فداکاری!
چقدر وایساده بودن آدمایی که میتونستن باشن و الان نیستن!
مثل همون شهید!
همون کسی که به خاطر من و تو! به خاطر منی که مثل خیلی های دیگه احمقانه و مثل گاو! فکر میکردم همش یه مشت مزخرف و چرت و پرت تحویل من میدادن! و یه مشت آدم خود نما!
نمیفهمیدم دلش رو گذاشت کف دستش و پر کشید ینی چی؟!
نمیفهمیدم و نمیخواستم بفهمم! داستان های زیادی رو شنیده بودم! هر مدلی که فکرشو بکنی اما هیچ وقت علاقه نشون ندادم داستانی رو بشنومم که نامش بود "سروهایی که ایستاده مردند!"
یا نه همون مادر و پدر که هر دری که پیدا باشه بهش متوسل میشن تا تموم هستی خودشون رو پای ثمره ی عشقشون بریزن!
یا هر کس دیگه ای!
اونوقت همین جوری دلتنگ نشستم!
دلم واسه همین سوخت!
واسه حماقتم!
واسه ی تموم چیزایی که میتونستم داشته باشم و الان ندارم!
و الان درگیر همین حس احمقانه هستم!
افسوس!!!!
حالم از این کلمه بهم میخوره!
به من میفهمونه اونقدرام که فکر میکردم اصلا زرنگ نبودم!
هنوز هستن لحظه هایی که خوب ازشون استفاده نکردم!
و من وایسادم!
بدون اینکه برگردم! به عقب نگاه کنم!
همون روزی که بودنی ها رو به ابدیت سپردم و کردمشون نبودنی ها!
همون روزها که میتونستم عاشق باشم!
میتونستم از خیلی چیزا چشم نپوشونم!
میتونستم خفه اش نکنم!
همون حس و ..
همون جایگاه حس رو..
که منو ترسوند!
تا حد مرگ!!!
و حالا باید برگردم و نگاه کنم به جایی که خالیه!
اما هنوز آثارش هست!
سینه ای که خالیه!
دستایی که خفه اش کرد قلب رو
و نوار های قرمز
که تهدیدانه روشون نوشته:
صحنه ی جرم،ورود ممنوع!!
پ.ن:کاش حقیقت فقط تلخ بود!
>>:واسم نظرای عتیقه نذارین که دلت خوشه و از اين حرفا..کسی منظورمو نمی فهمه پ.ن اولی رو به یه نفر دیگه قبل از اینکه بنویسمش اس ام کردم اونم چیزی نفهمید یعنی توقع داشتم بفهمه كه اونم مثل بقيه بود...درون من قابل بیان نیــــست!!! پس با اجازتون خفه مي شم
پس فعلا بابای
پ.ن کامنت دونی رو بستم خواستین پست قبلی هست....
موضوع:یکی از خاطره انگیز ترین .یکی از بهترین آرزوهات.یکی از بهترین کتابای که خوندیو یکی از بهترین حرفی که از طرف مقابلت شنیدی کدوم بودن؟؟؟
شرایط:به کسی که دعوت کردین لینک بدین (شرمنده خودم بلد نبودم:دی).هر چند نفری که می خواین دعوت کنین رو بهشون لینک بدین و از طریق کامنت هم دعوتشون کنید.و به کسی که شما رو دعودت کرده لینک بدین :دی
یکی از خاطره انگیز ترین خاطره هام مال دو سال پیشه که از ۱۲ شب تا ۲:۲۰ نصف شب با الیاس رفته بودیم پارک شهر اردکان
یکی از بهترین آرزوهام:(نمی دونم می شه به اینا گفت آرزو یا نه..)دلم می خواد آدم بشم دلم می خواد یه ادم واقعی بشم .....
یکی از بهترین کتابایی که خوندم:رمان گندم از م.مودب پور....وسطای کتاب که رسیدم هنوز یادم نمی ره اینقد بلند بلند گریه می کردم که خواهرم از اتاقش اومد بیرون و کتابو از دستم گرفت!!!
بهترین حرفی که از طرف مقابلت شنیدی:قاسم :تو همه ی زندگی منی!(خیلی قشنگ با این حرف آدم خر می شه یه بار امتحان کنید ضرر نمی کنیدااا)
پ.ن. به جز فربد اگه کسی می خواد بازی کنه دعوته فقط مکن تا چند وقتی می رم پی کار خودم نیستم کسی بازی کرد بازیشو برام کپیشو تو کامنت دونی پیس کنه:دی
نه می میرم برای تو...
همیشه رد پایت پیداست کنار رد پای من...
...
...
...
عشق واقعی اینه ....
پ.ن. عشق واقعی نداشتیم هیچ کدوممون نداشتیم!!!!!
برای فرستادن یه دخترک پنج ساله زیر خروارها خاک....
واقعا جوابی داری که بدی!
با کدوم انصاف!
از روی کدوم عدل!
کدوم رحم!
کجای این دنیای تو رو تنگ کرده بود!؟؟؟
....
...
...
واقعا چرا؟؟
بله بله بله منم یکی از بندهات
بهانه زیاد داری تا منم ....
باشه خفه می شم..........
پ.ن. مثل یه روانی از کشتن آدما لذت می بره...
خدایا یه دعایی می کنم عاجیزانه این بخش موج های مکانیکی ۲ کتاب فیزیک پیش ۲ رو نصیب گرگ بیابون که چه عرض کنم ملخای بیابونم نکن!امین گوی بلند لال نمیران![]()
![]()
بخش سخخخخخخخخخخخخخت منم که اون موقعه کلاس نبودم این معلممون درس داده حالا هر کی برام توضیح می ده یا می خونم یاد نمی گیرم
ما هم که قربونش برم بیخیااااااااااااااااال
دیگه قوز بالا قوز شده اساسی....
چند روز پیش کلاس تست که بودیم آخرین جلسه حالا معلمه اومده می خواد یکی بره توضیح درس قبلو بده بعدش خودش درس جدیدو البته مختصر توضیح بده بعدشم تست بحلیم ....
نسترن:چی درس؟
فخری:برو(مشترک گرامی دسترسی به این نقل قول امکان پذیر نمی باشد)![]()
زیبا:منکه نخوندم!!!!!
من:ولی من خوندم زیاااااااااد![]()
فریبا:آره جون عمت![]()
حالا معلمه داره صدا می زنه زیبا تو بیا درس و توضیح بده اینم اینجا نشسته سیخ هیچی نمی گه ما هم که گفتیم اگه خودمون نگیم قراره هر ۵ نفرمونو صدا بزنه و ضایع بشیم ..حالا همه ی بروبکس خانوووووووووووم می شه یه نیم ساعت بخونیم بعدا بیایم توضیح بدیم !!!!!!!!
خانوم:مگه شما ۵ عنصر مخرب امسال کنکور ندارین؟؟؟
من:خانوم شما باور نکنید اینا شایعه ی دشمنانه از همین جا تکذیب می کنم![]()
![]()
اوکی ....۵ دقیقه بعد خانوم:(امپر چسبونده)اخه مگه شما ها کنکور نداریییییییییییییییییین!!!
حالا کلاس کجاست رو هوا!!!!!وسط تست حل کردنم که داریم بر سر اسمارتیزایی که مریم آورده بود دعوا می کنیم سبزاش که مال من قرمزاش مال فخری زرداشم که مال مینا(هیچیشم به خودش نرسید
) اینقد اینا رو دستمالی کردیم که همشون داشتن می شدن سفید ما هم که دستامون پاکیزهه!!!!!
خلاصه آهان یه دستبندم از مینا گرفتم زدم به دست خودم منم که دستام سفییییییییییید تپل برررررررف![]()
دیگه دلم نیومد بهش بدم دیدم اون چیزی نمی گه منم به روی خودم نیوردم ...داشتین حرکتو![]()
اینم از خاطره ی من![]()
باشه.............
فعلا خفه می شم
البته سعی می کنم!!!
+یاد ندارم تو این وبلاگ نفرین کرده باشم...کلا بعد اون اتفاق یه سیر صعودی رو به پایین رو داشتم
+من از تو دل می بُرم... گرچـــــه از تو دلگیر نیستم!!!
به اندازه ی یه غول...ما گاهی خواسته یا ناخواسته اونا رو له می کنیم!!!
آدما هم در مقابل خدا خیلی کوچیکن...خدا هم در مقابل ادما خیلی بزرگه اندازه ی...بی نهایت...خدا هم گاهی خواسته یا ..............
+وحشی و بی شعور نشدیم...بودیم از اول
+از همه ی اون عزیزانی که تو پست قبل شماره دادن تا بیشتر با هم آشنا بشیم کمال تشکر را دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
پ.ن.
-خدا اگه من نخوام تواین دنیای خراب شدت زندگی کنم باید کی رو ببینم..............نشونی لطفا!!

